سفارش تبلیغ
صبا ویژن

الکساندر مقدونی توهم بزرگ غرب


ساعت 1:38 صبح سه شنبه 91/1/8

بنام مهر شکست ناپذیر

 

Helios Invictus

 

*********************

افسانه الکساندر مقدونی از تاریخ ایران باید پاک شود

*********************

طوفان در تاریخ ( 3 )

در سال های 1330 الی 1340 خورشیدی ، استاد ذبیح بهروز نویسنده و پژوهشگر تاریخ – نظریه ای را مطرح ساخت در مورد (( مهر پیامبر )) یا مسیحا . و با ذکر اسناد و مدارک تاریخی نشان داد که مسیح ، بدلی است از مهر و آئین مسیحیت برگرفته از آئین مهر است .

طرح چنین نظریه ای ، روحی تازه در کالبد مرده تاریخ نگار می دمد. جریانی که ذبیح بهروز ایجاد کرد ، متنج به مسائلی شد که در هزار توی تاریخ پنهان مانده بود . ذبیح بهروز ماجرای اسکندر مقدونی ( الکساندر ) و حمله او به ایران را نیز از جعلیات عصر بیزانس اروپا دانست . همان زمان که آئین مهر توسط کشیشیان مسیحی ربوده و بنام مسیحیت جعل می شد . بهروز بر این عقیده بود که افسانه الکساندر مقدونی به این دلیل توسط غربیان آفریده شد تا سرپوشی باشد بر تصرف آئین مهر توسط مسیحیت .

این دو جریان بزرگ می توانست تاریخ جهان را دستخوش دگر گونی عظیمی سازد و خواهید دید که تاریخ جهان در چنین مسیری قرار گرفته است . نهالی که بهروز کاشت به دلیل جهالت ، نافهمی و تعصب کورکورانه نسبت به تاریخ نگاری غربیان – خیلی دیر به بار نشست . اگر خود خواهی فرد گرایانه و چسبیدن به منافع فردی وجود نداشت – با توجه به شرایط کاملا مهیا در سال های قبل از انقلاب ، ما شاهد دگرگونی های بنیادی در تاریخ ایران و جهان می شویم که متاسفانه جهالت و خود خواهی هایی که خاص ایرانیان است ، سبب گردید این دو جریان فکری تا زمان ما – با حرکتی کاملا بطئی پیش برود . در شرایط کنونی که کمترین حمایت و کمکی در میان نیست ، پرداختن به آن دشوار است . البته ما پیروز این مبارزه خواهیم بود اما به قیمت از دست دادن فرصت های طلایی در طی 40 سال اخیر و همین طور از دست دادن بزرگانی که آگاهی های تاریخی آنان می توانست در این مبارزه پیروزی ما را سرعت بخشد .

در سلسله مقالات طوفان در تاریخ که برای آگاهی ایرانیان میهن پرست تقدیم می شود ، تمام دانسته ها ، نکته ها و گفته ها برای اطلاع از چند و چون این جریان عظیم تاریخی شرح داده خواهد شد .

نظریات ذبیح بهروز دو گروه را رو در روی هم قرار داد . موافقان و مخالفان او . مخالفان همان کسانی بودند که به تاریخ نگارانی چون ویل دورانت ، آلفرد فن گوتشمید ، هرتسفلد ، هرودوت و امثال آنها چسبیده و جزء نظریات آنان ، نظر دیگری را نمی پذیرند و حتی خود مفسر این تاریخ نگاران بودند و هنوز هم هستند که با شرح و توضیح و گشاده گویی ، مدام بر حجم کتابهای تاریخی جعلی افزودند . واضح است که هر بانگ مخالف را به دلیل تعصب و جهالت مورد حمله قرار می دادند . نظریه های ذبیح بهروز و هم فکران او نیز مورد حمله واقع شدند .

عجیب است همیشه در طول تاریخ شاهد بودیم کسانی که آب به آسیاب دشمن می ریزند از ابزار و وسایل بهتری نسبت به میهن پرستان برخوردار بوده و هستند .

مثلا روزنامه ها ، کتابها ، رادیو و تلویزیون را به راحتی در اختیار داشته و از این بنگاه ها – به شرح و تفسیر ترهات خود می پردازند ولی گروه مقابی چنین فرصتی را نداشته و هنوز هم ندارد . (( تا این زمان که چنین بوده )) بعنوان مثال در طول 20 سال گذشته در رادیو و تلویزیون ایران بطور مرتب در مورد حمله اسکندر مقدونی (( الکساندر )) به ایران برنامه های مختلفی پخش شده است اما هرگز به ما این فرصت داده نشد تا این ماجرا را از منظری دیگر برای ایرانیان بازگوکنیم .

به موضوع اصلی بر گردم . در حالی که مخالفان نظریه بهروز همچنان بر دروغ نوشته های غربیان در کتابهای ریز و درشت پا فشاری می کردند که همین است و جز این نیست ، گروه موافق نظریه بهروز توانستند با سر نخ هایی که از اسناد و مدارک پراکنده شده توسط بهروز ، بدست آورده بودند خود پژوهشهای سترگی به انجام رسانند . ذبیح بهروز با آگاهی و اطلاعاتی که داشت ، آنچه برای ما باقی نهاد (( پیرامون جریان الکساندر مقدونی )) اندک بود .

ذبیح بهروز با توجه به آگاهی های فراوانش در بسیاری موارد مسائل مهم را در حد چند جمله مطرح می سازد ، در حالی که می توانست مفصل و دقیق آنها را شرح دهد و کار پژوهشگران بعدی را سرعت بخشد .

بعنوان مثال در مقدمه اصلان غفاری بنام (( سکندر و دارا )) از الکساندر هرومیک نام می برد که بر ضد دین زرتشت قیام کرده و لقب گجسته به او داده شده است .

ذکر منابع ، توضیح و شرح بیشتر او مسلما ما را زودتر به سر منزل مقصود می رساند – نه آنکه 30 الی 40 سال باید بگذرد تا ما به موقعیت کنونی دست یابیم .

به هر حال ما سپاس گزار این مرد بزرگ هستیم که با استنباط هوشمندانه خود – راه را برای دست یابی به تاریخ حقیقی ایران گشوده اند و افسانه شکست ناپذیر اسکندر مقدونی (( الکساندر )) فروریخت و ایرانیان چشم اندازی تازه از تاریخ نیاکان خویش را دیدند که تا این لحظه در زیر پرده فریب و دروغ پنهان مانده بود .

20 مهر ماه 12769 ایرانی

11 اکتبر 2008 میلادی

کاظم سلطانی ( ا.س )

ادامه دارد…….


¤ نویسنده: اشکان آسیایی پور

نوشته های دیگران ( )

ساعت 1:38 صبح سه شنبه 91/1/8

بنام مهر شکست ناپذیر

Helios Invictus

*********************

افسانه الکساندر مقدونی از تاریخ ایران باید پاک شود

*********************

طوفان در تاریخ ( 2 )

اولین گام برای دست یابی به حقیقت پیرامون ماجرای اسکندر ، جداسازی الکساندر از اسکندر است .

بدون کوچکترین تردیدی ، اسکندر ، نامی است ایرانی و ما ، بارها در تاریخ با شخصیت هایی روبرو می شویم که اسکندر نام دارند و هیچ ربطی میان آنها و الکساندر نیست .

اسکندر مصری ( که اسکندریه مصر را ساخته است )

اسکندر گجسته ( که اوستا را سوزانده است )

اسکندر شاهنامه فردوسی ، اسکندر آل زیار ، اسکندر اورمی ، اسکندر اول ، اسکندر دوم ، اسکندر سوم ، اسکندر هخامنشی ، اسکندر ماورء النهر ، اسکندر بین النهرین

ادغام اینها و برابری الکساندر با اسکندر ، نقشه ای زیرکانه بود که این بخش از تاریخ را به گونه ای ترسیم نمودند که حقیقت پنهان ماند و دروغ رواج یافت .

این ماجرا ، توده ای شد یعنی در میان مردم عوام و معمولی رواج پیدا کرد . و به معضلی بدل شد که بعد از پنج دهه ( پنجاه سال ) که از کوشش ایرانیان مطلع و آگاه بر حقیقت می گذرد ، هنوز موفق به ترسیم درستی از این بخش تاریخ و اسکندر نشده ایم .

من دلائل عدم موفقیت را بر می شمارم تا شما بیشتر و دقیق تر بر این ماجرا – آگاه شوید .

- ادغام قصه و افسانه و ماوراء الطبیعه با تاریخ در مورد شخصیت اسکندر

- دخالت و نفوذ رمانهای تاریخی در مطالعات و تحقیقاتی تاریخی مثل کتابهایی که جان گونتر و هارولدلمپ نوشته اند .

- عمومی نکردن تحقیقات ماجرای اسکندر در میان مردم . یعنی بحث و بررسی در این مورد باید از کانون خواص و دانشگاهی به میان عامه کشانده شود .

من در سال 1373 ( 1994 میلادی ) براساس مانیفست : نابودی این افسانه دروغین از تاریخ ایران ، مجله در آستانه فردا را منتشر کردم و با زبانی ساده مردم را ( خصوصا نوجوان و جوان ) با این مسئله در گیر ساختم .

در طول دهه 1360 ای 1370 که شاگرد احمد حامی بودم ( احمد حامی کتابی نوشته بود به این نام : سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان بزرگترین دروغ تاریخ است )

و مسیر طولانی را تاکنون پیموده ام . راه غلبه بر تاریکی ها و گره های کور ، ماجرای اسکندر و الکساندر را یافته ام . برای من فرصت پرداختن به موارد دیگر تاریخی که به صورت زنجیری پیوسته هستند ، وجود ندارد . یعنی عمر نوح می خواهد تا شما موارد تحریف شده و دروغ پردازی ها در تاریخ را آشکار کنید .

امیدوارم در همین مورد ( اسکندر و الکساندر ) که زمان زیادی صرف کرده ام بتوانم تصویری درست و واقعی از اسکندر و الکساندر و اسکندر های دیگر ارائه دهم و ماجرای اسکندر مثل هر مقوله دیگر تاریخی روشن شود ، حتی اگر زلزله ای تاریخی رخ دهد . اگر نتوانستم ، آنقدر راه را هموار خواهم ساخت که شما یا آیندگان به حل کامل آن دست پیدا کنید .

ما باید با کار گروهی به موارد مبهم و تاریک تاریخ ایران بپردازیم و هر چه زود تر تاریخ ایران باستان را از وضعیت کنونی آن خارج سازیم . خوشبختانه در مورد تاریخ بعد از اسلام با مشکل پیچیده ای روبرو نیستیم …. منابع مکتوب فارسی ، عربی ، عبری فراوانی وجود دارد که در کنار آثار وابنیه های بر جای ماند ، از آن سالها ، ما را به حقیقت رهنمون خواهد ساخت .

مشکل بزرگ تاریخ ما – تاریخ دوران باستان است .

کوشش ایرانیان وطن پرست از دهه 1330 ( 1951 میلادی ) به این سو ، جنبشی ایجاد کرد . کسانی چون ذبیح بهروز ، احمد حامی ، اصلان غفاری ، علیرضا صدفی ، علیرضا علیرضا زاده ، پوران فرخ زاد ، و شاگردی ما در مکتب اینان و بدست آوردن تریبونی چون مجله درآستانه فردا و شرایط سیاسی حاکم بر جامعه بعد از انقلاب ، ما را به تکاپو وا داشت و جهان غرب را متوجه این حرکت و جریان ساخت . تا دوباره از اسطوره دروغین خود الکساندر که نمادی است از غلبه غرب بر سر شرق ، به دفاع برخیزد . و از فروریختن بت دروغین خود جلوگیری کند .

این کار را در نهایت شتابزدگی انجام داد و بدون در نظر گرفتن اینک این دوران با دوران تاریک قرون وسطی تفاوت دارد سعی کرد دروغهای 2000 ساله را دوباره بر مردم به قبولاند . در حالی که این عصر که عصر اطلاعات و کشفیات پی در پی و جدید است دیگر این دروغ ها بی اثر خواهد بود .

در سال 1962 رابرت راسن فیلم الکساندر کبیر را ساخت که با شکستی مفتضحانه روبرو شد . اولیور استون در سال 2003 فیلم الکساندر را ساخت که به شدت مورد انتقاد قرار گرفت چون بیشتر قصه و افسانه بود تا تاریخ و حقیقت ! فیلم الکساندر از طریق گفتار و بدون هر گونه سند و مدرکی ، داستان دروغین خود را پیش می برد . چه بلاهتی !

اولیور استون این فیلم را با همکاری CIA ساخت مثل بقیه کارهایش . کندی ، نیکسون ، کاسترو …….همکاری با سازمان CIA و در یافت کمک های مالی پشت پرده در کشوری آزاد چون آمریکا ، می تواند خیلی طبیعی باشد اما ساخت فیلم کاملا سیاسی و حساب شده بود . در سال 1377 ( 1998 میلادی ) زمانی طرح این پروژه در سطح جهان اعلام شد در یک مقاله مفصل در مجله درآستانه فردا و رد سال 1382 ( 2003 میلادی ) در یکی از روزنامه های پایتخت همکاری و حمایت این سازمان را از پروژه الکساندر اعلام کردم . ( افشاگری کردم ) دومین حرکت غرب برای تثبیت دوباره الکساندر مقدونی بت دروغین غرب ، ساخت فیلم 300 بود . علت ساخت این فیلم یعنی واقعه حمله خشایار شاه به یونان و سرکوب آشوبگران ، کاملا دقیق و حساب شده بود چون نطفه و تولد و شکل گیری افسانه الکساندر مقدونی نتایج این حمله بود که شرح آن در مقالات بعد خواهد آمد . در این دو فیلم و دهها فیلم مستند سینمایی و تلویزیونی راجع به نبرد ماراتون ، ترموپیل ، گرانیکوس ، ایسوس ، تلاش بی وقفه برای اینکه این افسانه دروغین الکساندر به عنوان تاریخ جهان و غلبه غرب بر شرق در ذهن نسل های جدید و بی خبر از تاریخ جای بگیرد … ادامه دارد.

اما نسل جدید را نمی توان به شیوه های کهن فریب داد باور کنید زمان فروریختن این بت دروغین غرب نزدیک است دیگر تروهات مورخین غرب و خود باختگان داخلی نمی توتند نسل جدید ، پویا و مجهز به ابزار شگفت انگیز امروزی را فریب دهد .

23 مهر ماه 12769 ایرانی

14 اکتبر 2008 میلادی

کاظم سلطانی ( ا.س )

ادامه دارد……..


¤ نویسنده: اشکان آسیایی پور

نوشته های دیگران ( )

ساعت 1:37 صبح سه شنبه 91/1/8

بنام مهر شکست ناپذیر

Helios Invictus

**********************

جواهر لعل نهرو : ما ، در هندوستان هیچ رد و نشانی از الکساندر مقدونی نیافتیم

*************************

طوفان در تاریخ ( 1 )

افسانه الکساندر مقدونی و کشور گشایی های خیالی اوکه سالهاست توسط غربی ها وخود باختگان شرق و نا آگاه ازواقعیت های تاریخی ایران – بعنوان تاریخ در جهان رواج داده اند ، از آن جعلیاتی است که با زیرکی و استفاده از دوران بی خبری وجهالت ایرانیان ، شکل گرفته است . در حالی که الکساندر مقدونی ، توهم بزرگ غرب تحقیر شده در برابر تمدن و فرهنگ ایران و شرق است . با گذشت زمان ودست یابی به اسناد و مدارک ، شباهت کامل میان آئین مسیح با آئین مهر ایرانیان آشکار شده است . اروپا با نابودی دین مهر و جایگزین کردن آن به جای مسیحیت ، وآفرینش شخصیت جعلی الکسانر مقدونی به هدف بزرگ خود یعنی استعمار شرق دست یافت . اینک زمان آن فرا رسید تا نوشته های کالیستن های دروغین ، به دور افکنده شود و غرب با واقعیت های تاریخی روبرو گردد

الف : غرب از این توهم ( الکساندر ) دست بردارد و واقعیت های پنهان نگاه داشته شده پیرامون آئین مهر و جعلی بودن الکساندر مقدونی را بپذیرد

ب : تاریخ ایران و شرق از شر قصه های دروغین الکسانر پاک شود

انجمن یادگار نیاکان ما طی سال ها – با دست یابی به اسناد و مدارک روشن ، الکساندرمقدونی بت دروغین غرب را فرو خواهد ریخت و به توهم طولانی غریبان پایان می دهد

هشتم مهر ماه 12769 ایرانی

برابر با 29 سپتامبر 2008 میلادی

کاظم سلطانی (ا.س )

ادامه دارد……


¤ نویسنده: اشکان آسیایی پور

نوشته های دیگران ( )

3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ